X
تبلیغات
ஜ♥اجون و خانمیش♥ஜ

































ஜ♥اجون و خانمیش♥ஜ

               

منو اجونم تصمیم گرفتیم برای دوری از چشم زخم ی ون یکاد تو خونه ی  مجازیمون بذاریم.

بعضی وقتا ادما از رو دوست داشتن زیادیم ممکنه چشم بزنن848919_pop.gif

تاريخ جمعه نهم تیر 1391سـاعت 14:6 نويسنده اجون و خانمی|

 منو اجون کلی حرف برای گفتن داریم . . .

من از تابستون نت ندارم ب اجونم گفتم بدون من ننویسه:دی

امروز اومدم فقط خبر بدم جفتمون تو کنکور قبول شدیم . . .

آجون مدیریت جهانگردی منم حقوق:دی

فعلنش

تاريخ سه شنبه بیست و ششم دی 1391سـاعت 10:41 نويسنده اجون و خانمی| |

شلام

دیروز  تا نفسمو دیدم چشام اینجوری شدشِکـْـــلـَکْ هآے خآنـــومے

اجی زینب پیشمون بود وگرنه میپریدم بغل اجون5220_d_turn.gif

وای جای هیچکس خالی نبود،‌ اخه وقتی منو اجونم هستیم نیازی نیست کس دیگه باشه والا

اولش خواستیم بریم پارک کوچولوی همیشگی،‌ ولی تا وارد پارک شدیم مععععععععع پر پلیس بود151920_Cherna-soldier.gif

زود زنگیدم ب اجون نیایییییییییی پارکا24721_Laie_92B.gif521721_Laie_92A.gif

اجون ته کوچه طرف پارک وایستاد تا ما رفتیم پیشش

بعد از اونجا رفتیم کافه، اینجا بود ک خرجای اجون شروع شد587020_JC_pokerface.gif

تو کافه منو اجون اولش اینجوری بودیم696419_romanticdin.gif

بعدش ی چیز شد ک اجون اخمالو شد451920_Cherna-aggh.gif

ولی بعدش با مهارتی ک فقط از دست ی پشره بر میاد از دل اجونم در اوردم 

بعدش اجی رو فرستادیم دانشگاه زدیم ب دل کوچه پس کوچه های تهرون

دیگه چیزی ندیدم جز اجونم و خودمو ی حاله از عشق ک دورمون بود517221_LaieA_061.gif

هنوزم بی حسه 260121_Laie_80.gif

بعدشم رفتیم با اجون برام ی عروسک خرید ک عکسشو میذارم.

                

بقیش تو ادامه مطلب مبخوام زیاد فک بزنمشِکـْـــلـَکْ هآے خآنـــومے





ادامـه مطـلب
تاريخ یکشنبه یازدهم تیر 1391سـاعت 21:30 نويسنده اجون و خانمی| |

بلخره هم دیگه رو دیدی بعد دو ماه دلم پر کشید وقتی دیدمش ولی اجی بودا تا اجی هست بغل ممنوع

پارکم پر پلیس بووقققققققققققققق

به هر صورت کلی خشگدروندیم یعنی مدتا بود انقدر اروم نبودم با اینکه اولش یکم اخمو شدم ولی بلده از دلم دراره فداش شم من 

ولی خیلی گرم بود بعدشم یکم اجی علاف کردیم تا بر گردیم که خیلی حال داد به هرصورت بی نظیر بود خیلی خوب فقط باز باید یه ماه صبر کنم تا ببینش:(

تو فکر اینیم یه کافه بزنیم اگه بشه که خیلی خوبهپول جاش خیلیه

به هر صورت ما تا همو داریم غم نداریم خانمی دیونتممممممممممممممممم

تاريخ یکشنبه یازدهم تیر 1391سـاعت 16:12 نويسنده اجون و خانمی| |

خانومی نوشت:

شلام، امروز کنکور دادم اما جای ارامش بدتر دلشوره دارم،‌ حالا منتظر جواب باید باشم 

اجونی دید حالم گرفتس زنگ زد کلی خندوند منو،‌ عاشقشم.24721_Laie_92B.gif521721_Laie_92A.gif

وای فردا تو بغل اجونی اروم میشم314320_kiss3.gif

ی ارامش خاص ک هیچوقت تجربش نکرده بودم696419_romanticdin.gif  

اجونم صبح قبل از رفتن بوسید منو و با همون بوسشم کلی انرژی وارد کرد69417_bhyt__7_.gif

تازشم کلی دعا و صلوات و نماز برام خوند

خدایا این شادی و این لبخند رو از منو اجونم نگیر    

دلم بخلشو میخواد576419_ebpz9kd56gkrn9z9.gif

دیشب برام قصه گفت تا خوابم ببره

خداجونم اجونم ی تیکه از وجودمه ی عضوه جدا نشدنی و حیاتی

پ.ن: ایشالا سالهای  سال سایت بالا سرم باشه59421_connie_50.gif

    

اجون نوشته

ای من فدای شما بشم که انقدر ناز می نویسی جیگرتو بخورم من اوممممممم

این دفه نوشته هامو پاک کنه می زنم کیسو از پنجره پرت می کنم بیرون

فردا قرار خانمی بیاد پیشم وای بعد نزدیک دوماه دلم ی ذره هم کوچیک تر شه وقتی میاد همه مشکلاتم یادم میره یادم میره  اصلا همه چی بی معنی میشه برام فقط خانمی جلوی چشممه مگه چیزی بیشترو بهتر از این هست که خانمی پیشم باشه من فداش شم الهیییییییییییییییییییییییییییییییییی

جدا من که مطمنم خانمی قبوله هم خوب خونده بود هم باهوشه بر عکس من که گند زدم من فداش بشم البته یه کنکور دیگه هم داره که براش خیلی مهمه ولی بازم می گم سراسری هرچی بخواد قبوله

به هر صورت فردا بهترین روز ولش همه اینا باید همش به فکر فردا باشیم یه روز خیلی خیلی خوب

معنای خوشبختی این است که در دنیا کسی هست که
بی اعتنا به نتیجه، دوستت دارد.


برای همین ما خیلی خوش شانسیم

تاريخ شنبه دهم تیر 1391سـاعت 14:17 نويسنده اجون و خانمی| |

سلام                                      

فردا اجونی کنکور داره فداش شم  یکم استرس داشت نفسیم

من ک مطمئنم قبوله    اخه منو اجونم خیلی باهوشیم

این چند روز مثلنش داشتم تست میزدم اما تمام حواسم پیش اجونم بود، تو صفحه کتاب تستم فقط اجونمو میدیدم 

امروز ب اجونم گیر دادم برام پاستیل بگیره  اونم گفت چشم نفسیم.

بی صبرانه منتظر یکشنبه ام

اینو تا الان نگفتم، ی نفر وسط زندگی ماست اونم اجی بزرگمههههههههههههه

البته منو اجونم بهش احترام میذاریم ولی اگه یکشنبه باز کرم بریزه لهش میکنم

پ.ن: میخوامت  


تاريخ پنجشنبه هشتم تیر 1391سـاعت 19:47 نويسنده اجون و خانمی| |

درود بی کران به همه دوستای گلمون

می دونید کم کم داریم یاد می گیریم رابطه جدی خوبیش همینه جدیه الکی نیست که سر یه دعوا چیزی خراب شه تازه ما بعد دعوا هزار برابر خوب میشیم حالا شما ببینید ما چقدر خوبیم به قول خانمی چشم دشمنای خارجی و داخلی کور هههههههههههههههههههههه

جدیدا داریم یه تصمیماتیی با خانمی می گیریم خدا کنه بشه خدا کنههههههههههههههههههههههههههههههههههههه

حالا دیگه ارزوهامونم یکی شده حتی رویاهمون دعا کنید شما هم برمون که همه چی خوب پیش بره

چیزی نمونده تا یکشنبه بازم استرسای من شروع شد که چیزی نشه نیاد دلم لک زده براش خانیه خودمه خب

بعضی وقتا مثل این بچه کوچلوها بهونشو می گیرم خب چی کار کنم همه زندگیمه عاشقتم خانم خوشملم عشق من


تاريخ سه شنبه ششم تیر 1391سـاعت 17:3 نويسنده اجون و خانمی| |

شلام

چند روز بیشتر تا کنکور نمونده

منم بیشتر از کنکور ب فکر یکشنبه امhttp://up.patoghu.com/images/39hnrrgibufn1qdyx37o.gif ک میخوام برم پیش اجونمشِکـْـــلـَکْ هآے خآنـــومے

چشم دشمنای داخلی و خارجی کورررررررhttp://up.patoghu.com/images/vfvutd1xb2wlx0yyg86l.gif چند روزه فقط با اجونم میخندیمو شادیم با هفته پیش همش دعوا داشتیم

البته همش تقصیر اجون بود ههههههههشِکـْـــلـَکْ هآے خآنـــومے

الان اینجا بود خفم میکرد البته با بوس510520_phil_45.gif

داشتم پست اجونمو نگا میکردم یاد هدیه نازش افتادمhttp://up.patoghu.com/images/vfvutd1xb2wlx0yyg86l.gif اکثر وقتا تو دستمه دوسش دارم

شایدم فردا بشه برم پیشش البته اگه مامانم منو با خودش ببره http://up.patoghu.com/images/vfvutd1xb2wlx0yyg86l.gif دندون پزشکی بعد سر کوچه اجون ولم کنه من برم پیشش

اگرم نبرد ک میمونه یکشنبهSmilehaa

پ.ن: اجونی دوشت دالمممممممم    162916_20.gif  

           

تاريخ دوشنبه پنجم تیر 1391سـاعت 14:1 نويسنده اجون و خانمی| |

این داستانکم مخصوص خانمیه مخصوص خود خودش

نمی دونست باید چی کار کنه تو دلش اشوب بود هی با خودش می گفت اولین بارم نیس،چیزی نمیشه

جایی قرارم بلد نبود

تپش قلبش شدید شد البته این فقط برای بار اول نبود بعدها بازم تکرار شد هر دفه که می خواست ببینتش این تپش قلب همراهش بود

به اون پارک کوچلو رسید ولی نمی دیدش تلفون

-پس کجاییی

- ما تو پارکیم

- کوشین پس 

- بیا ججلو

نمی دونست وقتی دیدش یه حس خواص

دخترک سریع چادرشو کشید رو صورتش انگار خیلی خجالت می کشید

پسرکم نمی دونست چی بگه هنوزم یادش نمی یاد اون روز چی شد انگار همش یه رویا بود اون روزو نفهمید چجوری گذشت فقط تنها چیزی که یادشه این بود که اون دختر حتی درستم نگاش نکرد برای همین خیلی حرف کم بود

فقط یه دیالوگ

- می دونی برگ ریزونو می گن گریه پاییز

همینولی اون روز یه اتفاق عجیب افتاد زیبا ترین گل دنیا تو دلشون شکفت گل عشق شاید شکفتنش درد داشته باشه ولی بعدش بهترین لذت دنیاست

هر کدوم به هم یه یادگری بهم دادن

پسر یه دست بند بهش داد با نگینای قرمز ول دختر یادگاری بهتری داد یه کتاب که اخرش چیزی نوشته شده بود که اون پسوندو مستحکم مستحکم کرد برای همیشه اون شعر این بود

گریه نکن گریه نکن اخر  قصه روشنه
 اشکاتو پاک کن و بگو دوست دارم حقه منه
 گریه نکن گریه نکن باغ ستاره پوش من
 گریه نکن گریه نکن ماه غزل فروش من
 رنگ صدات خیس چرا ابرک بارون زده ام
 طعم تنت سرده چرا باغ زمستون زده ام
 اشکاتو پاک کن و بگو قلب و ب هیچ کس نمیدم
 دلی ک با من میزنه سهم منه پس نمیدم

امیدوارم خوشتون امده باشه مخصوصا خانمی


تاريخ پنجشنبه یکم تیر 1391سـاعت 14:40 نويسنده اجون و خانمی| |

  

وا اجون تو چرا سلام نمیدی آخههههههههههه

سلیوم دوس جونیا و در راس همه اجونیم

اجونم رفته استخر دلم براش تنگ شده نیتونم بهش اس بدم  464321_Laie_44.gif

اجون ی چیز جالب اومدم اول پستتو ویرایش کردم،‌ غلط املایی داشتی هههههههه

اجونی امروز بابام اومد دستمو بوسید، میگه فدای این دستا بشم ک 12 ساله قلم ب دست

گرفته، داشتم فکر میکردم توام برای نفس بابای خوبی میشی خیلیییییییییییییییی خوب

اجون ب حرفای قشنگ و آرامش بخشت ک گوش میدم پر از امید میشم، خیلی دوست دارم

اجون چقدر خوبه اینکه هردومون داریم طعم ی عشق دو طرفه رو میچشیم

اجون این چ وضعشه اخهههههه وقتی نیستی هیچ تمرکزی برای درس خوندن ندارم 

دوست جونیا دعا کنید زود 8 مهر بشه من دیگه طاقت جدایی از اجونمو ندارم میخوام فقط تو بغل اجونم گم شم

خیلی حس خوبیه اینکه داری ب ی کوه تکیه میدیhttp://sheklake-2020arosak.blogfa.com/

اجون نگران غذا درست کردن نباش دارم رو بابام دستپختمو امتحان میکنم میخوام وقتی رفتیم خونمون دست

پختم بهتره از تو بشه هههههههه

پ.ن: غنچههههههههه اومممممممممممممشِـــکـــلـَــک هــاے عـَــروسـَــــک


    



تاريخ دوشنبه بیست و نهم خرداد 1391سـاعت 20:16 نويسنده اجون و خانمی| |

MiSs-A